وب سایت رسمی عباس امیرانتظام

Abbas Amirentezam Official Website

در دنیا هیچ بن بستی نیست،
یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت.

نویسنده ناشناس

از تاریخ 1358/09/28 جمعاً 38 سال و 205 روزمقاومت در راه آزادی ایران

هموطن

اين نامه در 2 مرداد 1371 يعني پانزده سال قبل در زندان اوين به رئيس قوه قضائيه وقت، حجت الاسلام محمد يزدي، نوشته شده و اكنون از طريق اينترنت براي آگاهي شما ملت عزيز و بزرگ ايران منتشر مي‌شود.

عباس اميرانتظام

6 آبان 1386

 

جناب آقای یزدی رئیس محترم قوه قضائیه

پیام های شما را برای « ترک بدون قید و شرط زندان» در اردیبهشت و تیر ماه سال جاری (1371) از طریق آقای مهندس بازرگان و خانواده ام دریافت کردم. جواب من این بود که تا تجدید محاکمه با حضور هیئت منصفه و وکلا و رسانه های گروهی و اعاده حیثیت، زندان را ترک نخواهم کرد. در روز سه شنبه 23 تیر ماه سال جاری دو نفر از فرستادگان شما را در واحد 209 زندان اوین ملاقات کرده و به مدت چهار ساعت با آقایان درباره دلایل عدم ترک زندان صحبت کردم. اینک دلایل فوق الذکر را طی این نامه سرگشاده برای ثبت در پرونده و ضبط در تاریخ که قاضی صدیقی بین ما و شما است شرح میدهم.

 

من یک شهروند ایرانی، شرافتمند، وطن پرست و شایسته ای هستم که به دلایل سیاسی مورد اتهام کذب و نامربوط نظام جمهوری اسلامی قرار گرفته ام و در جو ترور و وحشت وبرخلاف اصول شماره 32، 34، 35، 36، 37، 39، 165، 166، 168 قانون اساسی ایران بدون داشتن وکیل، حضور هیات منصفه، خبرنگاران، محاکمه و با وجود رد قاطع تمامی اتهامات، بدون داشتن حق آخرین دفاع به حبس ابد غیرقابل تغییر محکوم شدم. در تمامی جلسات دادگاه تقاضا کردم تا مدافعاتم را در روزنامه ها درج نمایند. نظام جمهوری برخلاف ادعای پیروی از اصول مقدس اسلام و برقراری عدل اسلامی، از انتشار مدافعات من جلوگیری و با آزاد گذاردن قلمهای زهرآلود دشمنان اسلام و بشریت، از من دیوی ساخته تا طبق اعتراف صریح آقای مجتبی میرمهدی نماینده دادستانی انقلاب در دادگاه « ملیون ایران را لجن مال و از صحنه سیاست خارج کنند». آقای بهزاد نبوی سخنگوی دولت موقت در مصاحبه ای گفت: « ما با گرفتن سفارت امریکا دولت موقت را از اریکه قدرت به زیر کشیدیم».

 

اینک سیزده سال از آن تاریخ می گذرد و من همچنان فریاد میزنم:« اتهامات وارده بر من کذب محض و نامربوط ترین اتهاماتی است که در تاریخ بشری با انسانی شرافتمند و شایسته زده شده است». 

جناب آقای یزدی، به دنبال اتهامات کذائی و حکم ظالمانه، در تمامی سیزده سال گذشته زشت ترین اعمال غیر انسانی را درباره ام اعمال کرده اند تا شاید سر فرود آورم و به خاطر علائق معنوی به همسرم و فرزندانم و یا علائق مادی زندگی، تن به تسلیم در مقابل نا حق بدهم، اما سپاس خدایی را که به من آنقدر قدرت و توانایی داد که جز در مقابل او و در مقابل حقیقت هرگز سر تسلیم فرود نیاورم - این اعمال هنوز ادامه دارد – عجبا که بدون شرم روزی چند بار به رکوع و سجود می پردازند.

 

جناب آقای یزدی، اینک اتهاماتم را به شرح زیر به اطلاع شما می رسانم:

 

الف- گروه اول اتهامات

  1. داشتن همسر خارجی به نام مونیکا حقانی
  2. نداشتن حساب بانکی در صندوق پس انداز مسکن مازندران
  3. دادن کلیه دستگاه های مخابراتی ایران به آمریکا
  4. دادن دستگاه های استراق سمع کبکان به آمریکا
  5. تهیه طرح قانونی انحلال مجلس خبرگان
  6. مذاکره با دولت آمریکا جهت استرداد یک میلیارد و سیصد میلیون دلار پول تنخواه گردان دولت ایران و تبدیل ناوهای جنگی، هواپیما و زیردریایی های خریداری شده از طرف رژیم سلطنتی به ماشین آلات صنعتی و کشاورزی
  7. بکار بردن عنوان Dear در نامه های سفارت آمریکا به من
  8. خارج کردن کارشناسان آمریکایی از ایران
  9. دادن اجازه خروج از کشور به افراد رژیم سلطنتی
  10. دادن خبر آمدن آقای خمینی
  11. قبول نداشتن خدا، خمینی، انقلاب، مردم، قرآن و اسلام
  12. اخلال در روابط ایران با سوریه، لیبی، فلسطین
  13. رفاقت و مشارکت با شهرام پهلوی
  14. همکاری با حزب توده
  15. همکاری با ساواک
  16. خارج کردن ارز از کشور
  17. دانستن اینکه، سفیر، کاردار و وابسته های سیاسی آمریکا در ایران اعضای CIA آمریکا هستند
  18. حیف و میل اموال دولتی
 

این اتهامات سراپا کذب و نامربوط را طبق اسناد موجود در پرونده رد کردم و در دادگاه فریاد زدم: « آقای گیلانی این اتهامات ننگ بشریت و ننگ اسلام است».

 

ب- گروه دوم اتهامات

  1. در سفارت آمریکا اسنادی پیدا شده است که طبق آن اسناد سیمون فرزامی جاسوس آمریکا است.
  2. در سفارت آمریکا اسنادی پیدا شده است که طبق آن اسناد حمید جرائدی جاسوس آمریکا است.
  3. در سفارت آمریکا اسنادی پیدا شده است که طبق آن اسناد شهردار منتصب دریادار مدنی در آبادان می خواسته برای خواهرزاده اش ویزای آمریکا بگیرد. نتیجتاً دریادار مدنی جاسوس آمریکا است.
  4. بنا به دلایل فوق امیرانتظام هم جاسوس امریکا است.
 

جناب آقای یزدی ملاحظه می فرمایید که تا چه اندازه در تهیه اسناد و مدارک برای متهم و محکوم کردن من رعایت اصول اسلامی و انسانی بعمل آمده است. من در دادگاه، ساختگی بودن اسناد را ثابت کردم و کلیه اتهامات کذب را رد کردم و حکم ظالمانه را امضاء نکردم، بلکه در عوض، مسئولین این اعمال غیرانسانی و اسلامی را به محاکمه در پیشگاه عدل الهی دعوت کردم. و هم اکنون نیز در انتظار تجدید محاکمه علنی خود با حضور هیئت منصفه، وکلا و رسانه های گروهی هستم تا باز هم ساختگی بودن اسناد، و کذب و نامربوط بودن اتهامات را ثابت کنم و هم از من اعاده حیثیت شود.

 

جناب آقای یزدی، کسانیکه سناریوی سقوط دولت موقت را نوشته تا زمام امور را کلاً در اختیار بگیرند فقط یک اشتباه بزرگ را مرتکب شدند و آن این بود که گول ظاهر من و لباس پوشیدنم را خوردند و همانطور که در دادگاه گفتم:« تصورشان این بود که آن قیافه و ظاهر آراسته، ناز پرورده ای است که در اولین روزهای محرومیت تسلیم شده و بنا به تصور سناریو نویس برای بازگشت به زندگی توأم با بزمش تن به قبول هر ناحقی خواهد داد.»

چه تصور غلط و چه خطای بزرگی! شکر خدایی را که مرا آنچنان خلق کرد که در برابر محرومیت ها و زجرها و شکنجه ها و اتهامات کذب، هر روز از روز قبل نیرومند تر و برای اثبات حقیقت استوار تر باشم. ضمناً به اطلاع شما می رسانم که از لحظه دستگیری همیشه آماده بازگشتم به سوی خالقم بوده ام و امروز نیز که با سربلندی از میان طوفان سهمگین و مرگ آور سیزده سال گذشته ام، با عشق عمیق تر و شوقی وافر در انتظار این بازگشت هستم.

 

جناب آقای یزدی، من کلیه اتهامات کذب و نا مربوط و رفتارهای غیر انسانی سیزده سال گذشته و حقوق تضعیع شده ام را در سال گذشته به اطلاع نمایندگان کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد رساندم و کتباً تقاضای دادرسی و رسیدگی کرده ام و امروز نیز چنین فرصتی پیش آمده، این نامه را خطاب به شما، یعنی رئیس قوه قضائیه نظام جمهوری اسلامی ایران می نویسم، شاید دادرسی در این کشور پیدا شود.

 

جناب آقای یزدی، در اینجا ضروری میدانم که به یک نمونه از صدها اعمال زشت و غیرانسانی اشاره کنم. از پاییز سال 1368 که برای چندمین بار دچار عفونت غده پروستات شدم و پزشکان بهداری زندان اوین نیز آن را تایید کردند و عمل جراحی مجدد آن را توصیه نمودند، تا به حال که تابستان 1371است هنوز هیچ اقدامی صورت نگرفته، پرده گوش چپ من که از پاییز سال 1370 پاره شد و تاکنون دوبار پزشک اوین توصیه جراحی آن را کرده نیز در گروه رفتارهای غیرانسانی مسئولین زندان اوین باقی مانده!

 

البته برای گزارش به مقامات بالاتر پرونده سازیهای زیر انجام شده است:

یک بار در 27 اسفند 1369، دو روز مانده به عید سال نو و تعطیلات رسمی کشور که اغلب توأم با مسافرت پزشکان و متخصصان است به من اطلاع دادند که به بیمارستان بروم. نوشتم که در این ایام بطور معمول پزشکان و متخصصین به سفر میروند، به جای این تاریخ مرا بعد از سیزده نوروز ببرند که این اظهارات منطقی به حساب تمرد گذاشته شد و تاکنون برده نشدم.

 

یک بار هم در روز یکشنبه 14 تیرماه سال جاری پس از ماه ها مذاکره با دادیار زندان اوین آقای شیخی پور و آقای کبیری مسئول آموزشگاه و واحد 325 و توافق آقایان جهت رعایت شئونات انسانی من و داشتن حق مراجعه به اطباء مختلف ( چشم، گوش، پوست، معده، پروستات، آرتروز، و...) در مکانهای غیر از زندان با حضور ماموران زندان و داشتن حق ملاقات با افراد خانواده ام (که در مدت سیزده سال گذشته که 3 سال از آن را ممنوع الملاقات بوده ام و در بقیه مدت فقط دختر عمه ام و از سال 1364 پدر بزرگ و مادر بزرگ دخترم به ملاقاتم آمده و با سایرین ملاقات نداشتم) ملاقات کنم. روزنامه، رادیو و تلویزیون داشته باشم و مانند دفعات قبل یعنی سال 66 و 68 با لباس خودم و بدون دستبند به بیمارستان بروم. ولی نه در حکم صادره که به ماموران جهت انتقال من به بیمارستان ابلاغ شده بود، هیچگونه اشاره ای به موارد مورد توافق شده بود و نه هیچ دستور شفاهی به آنان مبنی بر رعایت آن موارد داده شده بود، در نتیجه با اشکال تراشی دوباره مانع از انجام مداوای من گردیدند و مجبور شدم با نوشتن نامه و اعتراض به لغو توافق به بند زندان بازگردم.

 

جناب آقای یزدی، این نوع رفتار، جزئی از شوخی های نشاط آور مسئولان زندان است تا هم مزاحی کرده و لذتی ببرند و هم نامه اي به عنوان تمرد زندانی در پرونده داشته باشند. جالب تر از همه، دستور داده اند تا حتی دکتر گوش، مرا نپذیرد و شاید با تداوم چرک گوش و پروستات و عوارض و ناراحتی های آن، من تسلیم اعمال غیر انسانی آقایان شوم.

 

با احترام

عباس امیر انتظام

زندان اوین

2 مرداد 1371